مرتضى مطهرى

34

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مرحوم حاجى سبزوارى است . بيان حاجى از اين برهان بيان كاملى نيست و ناتمام است . اين مطلب بعد از خواندن عبارات شيخ و بيان نكات آن و مقايسهء آن با آنچه كه در منظومه آمده است روشن خواهد شد . در مورد كسانى غير از حاجى هم همين‌طور است . در همين حواشى شفا كه ايرادهاى امثال علامه دوانى آمده است نشان مىدهد كه چندان به عمق اين برهان نرسيده بودند ؛ و شايد اشخاصى هم كه از بيان شيخ دفاع كرده‌اند آنچنان كه بايد متوجه نشده‌اند . ملاصدرا وقتى اين برهان را ذكر مىكند مىگويد : « و هذا أسدّ البراهين فى هذا الباب » و با اينكه به ايرادهايى كه قبل از او امثال دوانى بر اين برهان گرفته‌اند توجه داشته ، آن ايرادها را به چيزى نگرفته و اصلًا قابل توجه ندانسته و حتى إن قلت قلت هم نكرده . اين نشان مىدهد كه خود متوجه همهء نكات اين برهان بوده است . چون او معمولًا به چنين جاهايى كه مىرسد نظرات ديگران را نقل مىكند و مورد تأييد يا رد قرار مىدهد . ولى به اينجا كه رسيده نظريات را نقل نكرده و همين‌قدر گفته است « و هذا أسدّ البراهين فى هذا الباب » و از طرف ديگر از خودش هم هيچ اظهار نظرى نكرده و همان عبارات شيخ را آورده و در آخر هم گفته است : « . . . وانتهى و هذا أسدّ البراهين فى هذا الباب » . با زبان و قلم خودش و با تعبير خودش نكات مخصوصى را كه در كلمات شيخ هست بيان نكرده و به همان عبارات شيخ اكتفا كرده است . نكات مندرج در بيان شيخ از برهان وسط و طرف نكتهء اول : معيّت علت و معلول در كلمات شيخ سه نكته مخصوصاً قابل‌توجه است . يك نكته‌اش را اگر چه ديگران - امثال حاجى - ذكر نكرده يا بدان اشاره نكرده‌اند ولى مسلماً مورد توجهشان بوده است . اما اين نكته در كلمات متجددين و فرنگيها رعايت نشده است . آن نكته همان است كه در اين سطر آورده است : « أما أن علةالوجود للشىء تكون موجودة معه فقد سلف لك و تحقق » علت وجود بايد با معلول معيت داشته باشد . در اينجا منظور علت وجود است نه علت حركت . آن كه در اصطلاح الهيون « علت » ناميده مىشود ، علت وجود است ؛ اين است كه امكان ندارد كه با معلول تخلل زمانى داشته باشد . تعاقب ميان علت و معلول الهى و ايجادى ممكن نيست . اين نكته‌اى است كه همهء كسانى كه اين برهان را ذكر كرده‌اند حتى متقدمين خودمان بدان توجه